دخترم تارا

بـــانـــــــوی مـــــهر

من تاراهستم ورود شما را خیرمقدم عرض میکنم

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَبِأَبصرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ ویَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَلَمین
 

 

 

 

 

  منو عشقممنو عشقممنو عشقم


 

با کودکانمان کودکی کنیم!

به نام خدا نگارش : ٩٢/٧/١٥   کاش میشد همیشه کودک بود زندگی شادی و عروسک بود * * * کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم لا اقل یک روز کودک می‌شدیم   یک تصویر و یک دنیا حرف!!!!       **************************************** دختر گلم فردا روز جهانی کودکه و از طرف مهدتون قراره برین تو پارک نفت و بادبادک هوا کنین مربیا از ما خواستن که حتما خودمون بادبادک درست کنیم. من و تو هم الان میخوایم باهم بشینیم و یه بادکنک خوشگل درست کنیم . یادش بخیر بچه که بودیم یه برگ روزنامه برمیداشتیم و با چوب های نازک جارو باد...
15 مهر 1392

معانی مختلف اسم تارا

من تا حالا اسم تارا رو با معانی ستاره و نور و روشنایی میدونستم تا اینکه تو وبلاگ یکی از دوستان که اسم اونم تارا بود با معانی مختلف اسم دخترم آشنا شدم. نمیدونستم  اسم تارا میتونه اینهمه معنی تو زبانها و فرهنگهای مختلف داشته باشه!!!    تارا اسم دخترانه با تلفظ  TA-rah می باشد. که به عنوان اسم دو ریشه دارد. در زبان هندی/سانسکریت  به معنی ستاره و در زبان گالی/سلتی به معنی برج و تپه سنگی می باشد.  تارا نام روستایی در شرق ایرلند(شمال غربی دوبلین) است .همچنین مسند شاهان  ایرلندی تا قرن ششم تارا نامیده می شد; تپه سنگی بلند ی که شاهان بر آن می نشستند. بر گرفته از این کاربردها د...
19 شهريور 1391

تشکر از مدیریت وبلاگ

با تشکر فراوان از مدیریت محترم نی نی وبلاگ که بازهم به یاری ما شتافتند و وبلاگمون رو نجات دادن بی نهایت از شما سپاسگذاریم.   بدینوسیله به اطلاع دوستان می رساند به دلیل مشکل داشتن این وبلاگ از این به بعد شمارا در وبلاگ جدید پذیرا خواهیم بود. لطفاً آدرس جدید نوشته شده در زیر را به جای آدرس قبلی ما ذخیره نمایید. متشکریم www.tatali2.niniweblog.com منتظر شما و نظرات پرمهرتون هستیم ...
18 مرداد 1391

دایی داوود و نی نی کوچولوش

سلامی دوباره به همه دوستای عزیزمون  این مدت به دلیل مشکل داشتن نتمون نتونستیم پستی بذاریم.   درد دل هر روز تارا بعد از اینکه عصر از خواب بیدار میشه اینه: مامان  الان عصره ؟                      من: آره عزیزم  تارا:کسی نمیخواد بیاد خونمون؟       من: نه عزیزم تارا:نمیخوایم بریم جایی خونه کسی؟  من: نه عسلکم خوب حالا من چیکار کنم ، حوصله ام سر میره .... با کی بازی کنم و.... تا اینکه روز جمعه زنگ خونه به صدا در اومد و تارا.... با سررفت به طرف در فوراً با یه حرکت استراتژیک درو...
15 مرداد 1391

آرایشگر ناشی

               دیشب دخملی یهو زد به سرش رفت اتوی مو رو آورد و گفت مامان بیا موهای منو مثل موهای فرناز فرفری کن  منم عاشق آرایشگری معطل نکردم و دست به کار شدم  بعداز ده بیست دقیقه ای وقتی نتیجه کار رو نگاه کردم از خنده روده بر شدم .     آخه قیافه اش خیلی خنده دار شده بود نمیدونم آرایشگر ناشی بود یا موهای فر به دختری نمی اومد...        خودتون نظر بدین ایراد از من بود یا.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟     اینقد بهش خندیدم رفت بازشون کرد و شونه شون کشید ولی مگه صاف میشدند کار خودمو کرده بودم اینم ع...
28 تير 1391

هدیه های رها جون برای تارا

چند روز پیش دخترعمه ام به همراه آقاشون آقا میثم    بعداز پایان امتحانات ترمش اومد خونه باباش اینا.... وقتی تارا خانم خبردار شد آجی رها اومده فوراً گفت زنگ بزن ببین برام چی آورده      (تارا منتظرالهدیه هستش)   خلاصه فرداشبش شام درست کردم و با هم رفتیم پارک و دخملی هم هدیه هاشو گرفت خوشحال و خندون نیشش تا بناگوش باز شد .. محتویات بسته دریافتی: یه کیف کوچولو،  یه کتاب نقاشی ، یه پازل ، یه سی دی بازی کودکانه ) اینم عکساش:       ...
28 تير 1391

مسابقه لبخند یک فرشته

  این عکس هفتمین روز تولد تاراجونمه ، هفت روز سخت و زجر آور رو من و دخملی تو بیمارستان گذرونیدم آخه تارای ما فاویسم داشت و به همین خاطر زردیش پایین نمی اومد . واااااااااااای که چقد سخت گذشت !!! این عکس همون لحظه ای است که بالاخره مرخص شدی و وقتی خاله مرضیه میخواست ازت عکس بگیره این لبخند زیبا رو بر روی غنچه لبانت نشاندی عزیزم . (یک دنیا آرامش در این لبخند برای من نهفته است.) ...
27 تير 1391

یه دوست خوب پیدا کردیم

هوووووووووووررررررررررررراااااااااااااااا  ما یه همشهری تو نی نی وبلاگ  پیدا کردیم .  وقتی فهمیدیم تو یه شهر ساکنیم خیلللللللللللی خوشحال شدیم . مثل اینکه تو غربت یهو یکی از آشناهاتو ببینی چقد خوشحال میشی؟؟؟؟؟؟ اینم آدرس وبشه: http://www.hedye_khoda.niniweblog.com ...
26 تير 1391

تارا عشق دمپایی

  چندین روز پیش که فرناز و مهسا(دخترای عمو غلامرضا)   خونه مون بودن باهم رفتیم بازار و زن عمو میخواست یه خورده ریزای برای دخملیهاش بخره از جمله دمپایی  .....که بله تارا خانم هم عشق دمپایی                         و گیر داد که پس من چی ؟             من هم میخوام       جالبه تهدیدهم میکرد  که اگه نخریدی دیگه از هیچی خبری نیست!!!!!!!!      خلاصه  ماهم ترسیدیم پول تو جیبی مونو قطع کنه و کوتاه اومدیم ...
23 تير 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دخترم تارا می باشد